روزانه

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۸۸

سرعت اینترنت خیل پایین آمده است همه سایت‌ها فیلتر شده‌اند مگر این که خلافش ثابت شود. پیامک‌ قطع است. همه افسرده و عصبانی هستند. روزنامه‌ها بسته شده حتا نشریات دانشجویی هم منتشر نمی‌شود و در این اوضاع خبرنامه‌هایی را داخل اتاق می‌اندازند. تیترشان را نگاه می‌کنم و می‌فرستم توی سطل آشغال. فکر کنم این حق را دارم که در اتاقم با اراجیف روبرو نشوم. لطفاً از این چیزها توی اتاق من نیندازید.
قرار بود دو تا ترجمه را آماده کنم که هیچ کدام به جایی نرسیده است. خیلی بدقول شدم. دستم به هیچ کاری نمی‌رود.

نظرها (0)
یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸

این روزها بعضی‌ها طوری صحبت می‌کنند که انگار آن‌ها همه چیز را می‌دانستند و ما هم کلاً از مرحله پرت بودیم و بعد هم با افتخار رأی دادن ما را به باد تمسخر می‌گیرند. گرچه فرصت نوشتن و دادن پاسخ منطقی ندارم، اما همین قدر بگویم که من پشیمان نیستم. خیلی هم اتفاقات بعد از انتخابات برای من دور از ذهن نبود اما اگر زمان به عقب بازگردد با قاطعیت بیشتری رآی خواهم داد.

نظرها (0)

معرفی

نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


در باب مدارا


مایکل والزر/ صالح نجفی
شیرازه
158 ص/ 1500 تومان
در این کتاب مایکل ولزر نشان می‌دهد که بحث درباره‌ی مدارا را نمی‌توان به بحث در مورد سامان‌های سیاسی فروکاست. او بر این نظر است که مطالعه‌ی الگوهای مداراجویی در سامان‌های سیاسی متفاوت مسلماً به دانش ما در این باره می‌افزاید. اما این دانش بدون ارزیابی جماعت‌های مختلف که بر اساس هم‌بستگی‌های قومی، دینی، نژادی، سرزمینی، طبقاتی یا جنسیتی گرد یکدیگر آمده‌اند، ناکافی و ناکامل خواهد ماند.
بر اساس یک چنین مطالعات تکمیلی‌ای است که والزر در این کتاب مقولاتی هم‌چون بی‌تفاونی و بی‌اعتنایی و پذیرش حاکی از تسلیم و رضا را هم‌چون شیوه‌ای پنهان اما مهمی از عدم مدارا در جوامع مختلف آشکار می‌سازد.


با بهره‌گیری از
Movable Type 4.2-en

ده‌ها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازی‌ها و خلاف‌گويی‌هايی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود.
زير سؤال بردن تصميمات بنيان‌گذار جمهوری اسلامی ايران و تلاش‌های امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر که در نيم قرن گذشته بامجاهدت‌های خويش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ايجاد و مستقر و بالنده کند، از اين بدتر نمی‌شد؛ دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاَ رهبری نظام‌نقش و مسؤوليت‌های ممتازی به عهده داشته‌ايد.
نقطه قابل توجه در اين تهمت‌ها اين است که غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبری امام راحل و جنابعالی که هادی دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تائيد و تحسين قرار داده‌ايد، نشانه گرفته است.
بعد از جريان شوم ۱۴ اسفند ماه ۱۳۵۹ با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوری اسلامی، شهيد مظلوم دکتر بهشتی و جنابعالی و اينجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه ياور خمينی» شناخته شده بوديم، با همراهی نيروهای انقلابی و به خصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستيم درجهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشکيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشی از حقايق را آشکار کردند. نتايج آن، آگاهی بيشتر مردم و رسوايی فتنه‌گران و در نهايت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند. البته اينجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و يا سرنوشتی شبيه آن دولت را برای اين دولت بخواهم، بلکه مقصود اين است که بايد مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد.
اينجانب برای پرهيز از ‎آلوده شدن فضای سياسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عکس‌العمل‌ فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گويی‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با يکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زير سؤال بردن اقدامات امام راحل را يادآوری و پيشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگيرد که نيازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هايی که ناجوانمردانه ومظلومانه هدف تيرهای ناسزاگويی قرار گرفته‌اند، نباشد.
از صدا وسيما هم خواسته شد که فرصتی در اختيار طرف‌های ذی‌حق بر اساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشی از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضائيه وقت، جناب آقای يزدی در پايان کار رياست جمهوری اينجانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی رسماَ اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتی کم شدن دارايی‌ها در دوران مسؤوليت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.
مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاَ پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوتشان ديدند و بی‌شک جامعه و به‌خصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛ اقدام به نوشتن چنين نامه‌ای نمی‌کردم.
معتقدم جنابعالی به خوبی می‌دانيد که اينجانب و بسياری از بزرگان تاثيرگذار انقلاب و حتی خود جنابعالی از دوران مبارزه و سال‌های اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضد انقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاکنون دندان روی جگر دارم و به خاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خويش را مکتوم می‌دارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گيرم و مهم‌ اين است که اين بارتهمت‌ها توسط رئيس‌جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت.
تاريخ گواه است که اکثريت مردم متعهد و انقلابی‌مان کمتر تحت تاثير خلاف‌گوئی‌ها قرار می‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نيز خوب می‌دانيد که در جريان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسوليت‌های رسمی‌ام در رسانه‌ها مطلبی به نفع يا ضرر افراد و جريان‌های درگيردر انتخابات نگفته‌ام و در مورد ضروری به کلياتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوق‌ها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماَ گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اينجانب درخواست حمايت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی به هم رسيده باشيم، چيزی جز همان کليات فوق‌الذکر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهی در مورد جهت‌گيری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام بر اساس آيين‌نامه خود عمل کنند و حقيقتاَ آنها با تصميم خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاَ تهمت دست نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غيرقابل توجيه است.
بجاست که به اين حقيقت هم توجه شود که احتمالاَ عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جنابعالی هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم می‌دانيد ولی اين نظر را رسانه‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگ‌نمايی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمايی در آن مناظره روشن شد.
با اين همه بر فرض اينکه اينجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب‌ و جريان‌ها اين وضع را بيش از اين بر نمی‌تابند و آتش‌فشانی‌هايی که از درون سينه‌های سوزان تغذيه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن در اجتماعات انتخاباتی در ميدان‌ها، خيابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنيم.
اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت‌ها، دروغ‌ها و خلاف‌گويی‌های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسؤولان اجرای قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلف‌های صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلام است، رسيدگی کنند و اگر فردی در موقعيت رياست جمهوری بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنين گناهان کبيره و اخلاق‌شکنی علی‌رغم سوگند به مراعات شروع و قانون بداند، چگونه می‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامی بدانيم؟
رهبر معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل(ره)، آن پير فرزانه و حلال مشکلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوی ما، آيت‌الله شهيد مظلوم دکتر بهشتی و بسياری از هم‌سنگران قديم که يا به فيض عظمای شهادت رسيدند و يا به ديار باقی شتافتند؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودی از ياران و همفکران قديم. از جنابعالی با توجه به مقام و مسؤوليت و شخصيت‌تان انتظار است برای حل اين مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه که صلاح می‌دانيد اقدام مؤثری بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.
لذا در فرصت باقی مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرتعالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پر ابهت و حداکثری تحقق يابد؛ کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکيم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نص پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف کنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش افروخته بريزند.
سرچشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گرفتن به پيل

دوست، همراه و هم‌سنگر ديروز، امروز و فردايتان
اکبر هاشمی رفسنجانی

نوشته‌های مربوط:

مناظره های انتخاباتی امشب تمام می شود و انتخابات هم این هفته یا هفته‌ی بعد خاتمه پیدا خواهد کرد و این نمایش موقتی دموکراسی تمام خواهد شد و از کشوری که عملکرد تمام مسؤولان نظامش (به جز یک نفر) زیر سوآل می‌رود، دوباره همان ایران سابق می‌شود، همان ایران اسلامی. برای من دیدن همین مناظره‌ها اصل است و انتخاب یک نامزد اصلاح‌طلب و تغییر اوضاع حالا فرع قضیه شده است. گرچه نظرسنجی‌ها نوید پیروزی اصلاح‌طلبان را می‌دهند اما هنوز برای من شکست رییس‌جمهور قابل تصور نیست، یعنی فکرش را هم نمی‌توانم بکنم.
اگرچه من در مورد نفس رأی دادن و این که به چه کسی رأی بدهم تصمیمم را مدت زیادی است گرفته‌ام، اما برخی سخنان کروبی مرا مصمم‌تر کرد که به میرحسین موسوی رأی بدهم. من دیدگاه زیدآبادی در مورد انتخابات را می‌پسندم که گفت باید این دو کاندیدا با هم رقابت جدی بکنند، البته او معتقد است انتخاب موسوی به ضرر جامعه است، اما من نظر مخالفی دارم.
گمان هم می‌کردم که دیشب واقعاً کروبی و موسوی به نقد یکدیگر بپردازند که با کمال شگفتی و بدبختانه این اتفاق نیفتاد. این اقدام اگرچه ظاهراً به ضرر رییس‌جمهور تمام می‌شود اما پیام مبهمی به مخاطبان می‌دهند. این دو نامزد قادر نیستند یا نمی‌خواهند تمایز خود را آشکار کنند. قاعدتاً این پرسش هم مطرح می‌شود که اگر تفاوت روشنی میان این دو نیست چرا هر دو اصرار دارند که بمانند.
تفاوت کروبی با موسوی در این است که کروبی آن‌چه خودش و حامیانش ادعا می‌کنند نیست، اما موسوی چندان ادعایی نمی‌کند! واقعیت دیگری که باعث این تصمیم من شده است این است که من نسبت به برخی حامیان کروبی حساسیت منفی دارم و چه بخواهم و چه نخواهم این قضیه در تصمیمم اثر می‌گذارد و قاعدتاً این را خیلی منطقی نمی‌توانم توضیح بدهم. ورود سروش با آن ادبیات متکبرانه به کمپین کروبی قاعدتاً در تصمیم من تأثیر گذاشت گرچه من عبدالکریم سروش را روشنفکری نابغه می‌دانم که در مدرن شدن سیاست‌مدران مسلمان ایران نقش به سزایی ایفا کرده است، اما نگاهش به دیگران نگاه تحقیرآمیزی است. با کوتاه آمدن دولت‌آبادی مدتی بود که دیگر کمپین کروبی بحث‌های سروش و دولت آبادی را کنار گذاشته بود. اما دیشب کروبی با ادبیات بسیار واپس‌گرایانه‌ای دوباره به این مسأله اشاره کرد: «یک کمونیست را فرستاده‌اند به او بد بگوید.» خوش‌بختانه خیلی‌ها متوجه منظورش نشدند. در این جمله منظور از کمونیست محمود دولت آبادی است که مثل بسیاری از روشنفکران ایران زمانی گرایش به چپ داشته است و امروز از آن عقاید برگشته است و به نویسندگی مشغول است. اگر خوش‌بینانه فکر کنیم و بپذیریم که کروبی عوامانه واژه‌ی «کمونیست» را به جای «بی‌دین» به کار نبرده است، دست کم در مورد گرایش سیاسی‌اش اشتباه فاحشی کرده است. «او» هم منظور عبدالکریم سروش است. البته در این میانه، تقصیر مهدی کروبی هم نیست، تقصیر کسانی است که قرار است از وی دوماهه یک نامزد لیبرال بسازند، آن‌ها لازم است بعد از نوشتن بیانیه‌های حقوق بشری به او بگویند که یک نفر حتا اگر کمونیست هم باشد حق دارد از حامیانش انتقاد کند و گذشته‌اش را زیر سوآل ببرد. گاهی آموزش تئوریک به تنهایی جواب نمی‌دهد، باید کمی هم به مسائل عملی بپردازند.
مهم‌ترین شعار کروبی داشتن حزب و تیم کارشناسی و برنامه است. از نظر صوری این شعارها درست است اما عملاً دست کم در دو مورد اول چنین نیست. افرادی که هسته‌ای اصلی حامیان وی را تشکیل می‌دهند نقطه ضعف اصلی‌شان این است که کار گروهی نمی‌توانند انجام بدهند و در حقیقت سابقه‌ی خوبی در زمینه‌ی فعالیت تیمی ندارند، چون اغلب آن‌ها از تیم یا حزب دیگری جدا شده و به اصطلاح تک‌رویند. (کرباسچی و مهاجرانی و نجفی از حزب کارگزاران جداشده اند، عبدی از جبهه مشارکت، باقی از تیم روزنامه جامعه. سروش هم هیچ‌گاه راضی نشد روشنفکران دینی تشکلی بسازند.) چندان دور از انتظار نیست که فیلم‌های ساخته شده‌ی تبلیغاتی این تیم هم چنگی به دل نمی‌زند. جالب توجه این است که حزبی هم که کروبی یک شبه تصمیم گرفت بسازد، درست پس از انتخابات چهار سال پیش، چندان نقشی در این انتخابات ندارد و شخصیت‌های اصلی کمپین کروبی را افرادی خارج از حزب اعتماد ملی تشکیل داده‌اند.
با این اوصاف من اگر مجبور نشوم، به مهدی کروبی رآی نمی‌دهم. در میان این چهار نامزد ترجیح من میرحسین موسوی است، هرچند از لحاظ برنامه و هدف به ویژه در زمینه‌ی مسائل سیاسی و فرهنگی چندان تفاوتی با کروبی ندارد. اما حسنش این است که اجماع بخش قابل توجهی از اصلاح‌طلبان را پشت سر خود دارد. حمایت احزاب مهمی چون مشارکت و مجاهدین انقلاب به نظرم اهمیت زیادی دارد.

نوشته‌های مربوط:

شنبه ۱۶ خرداد ۸۸

حق دروغ گفتن

فضای انتخابات بیش از اندازه داغ شده است کمتر جایی است که صحبت از انتخابات نباشد. عدم دسترسی به نظرسنجی های معتبر باعث تشویش و نگرانی هواداران نامزدها شده است. هر کسی با استدلالی خاص میزان آرا و نوسانات آن را پیش بینی می کند اما این پیش بینی ها به تعداد گویندگانش متفاوتند.
مساله ای که دغدغه فکری من شده است مساله دروغ در دموکراسی است. بر مبنای دفاع از آزادی بیان می توان گفت حتا دروغ گوها هم حق آزادی بیان دارند, چون اگر این حق را بگیریم معلوم نیست واقعا کسی که حق بیانش را سلب کردیم دروغگو باشد. اما آن چه این مشکل یا نقص را برطرف می کند آزادی رسانه هاست. یعنی همه آزادند دروغ بگویند و دیگران هم آزادند پاسخش را بدهند و افشایش کنند. آزادی دروغ گفتن زمانی مشکل ایجاد می کند که انحصار رسانه ای وجود داشته باشد. یعنی عده ی خاصی می توانند دروغ بگویند اما در مقابل دیگران حق پاسخ گویی ندارند. وقتی رسانه ها محدود باشند حق دروغ گفتن به یک قدرت بلامنازع تبدیل خواهد شد و این قدرت می تواند تمام معادلات سیاسی را بر هم بزند.
پ.ن: گمان نکنید که حرفهای بالا ربطی به اظهارات تبلیغاتی احمدی نژاد دارد, من آن قدر بی انضاف نیستم که بگویم احمدی نژاد فقط دروغ گفت. اگر منصف باشید می توانید از میان سخنانش ثانیه هایی را پیدا کنید که او نه تهمت ناروایی به کسی زده است و نه حرف دروغی گفته است.

این مطالب را بخوانید:

پدیده دانشجویان ستاره دار مختص دولت نهم است
اسامی دانشجویان ستاره دار در دولت نهم
تکذیبیه دولت بریتانیا در مورد ادعای عذرخواهی در قضیه ملوانان
تکذیب ارتباط نمایندگان با کنگره امریکا در زمان تحصن
پاسخ روحانی به ادعاهای هسته ای احمدی نژاد

ادب مرد به ز دولت اوست

مردم شریف ایران من به تمنای قدرت نیامده‌ام؛ من سکوت بیست ساله خود را نشکسته‌ام که به هر ترتیب و با هر روشی رییس‌جمهور بشوم؛ من احساس خطر کردم که کشور دچار بی‌اخلاقی شده، دچار فقر اخلاقی و مادی شده، دچار مدیریت غیرعقلانی شده است.

من برای حفظ کرامت انسان و رعایت ارزش‌های اخلاقی در حکمرانی، توقف رشد خرافات و ارائه آمار کذب، شفافیت فعالیت‌های حکمران‌ها و خلاصه پیشرقت و توسعه پا به این عرصه دشوار نهادم.

برای من، رییس‌جمهور شدن، کسب و حفظ قدرت هدفی نیست که هر وسیله‌ای را توجیه کند؛ من متاسفم که مناظره دیشب فرصت داد تا اصول اخلاقی نادیده گرفته شود و به افرادی که در جلسه حاضر نبودند و امکان هیچ دفاعی از خود را نداشتند، به بدترین وجهی اتهاماتی وارد شود و به جای پاسخگویی، مظلوم‌نمایی شود.

من اینجا باید عرض کنم کسانی که می‌خواهند رییس‌جمهور شوند، باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند؛ من نمی‌توانم برای دفاع از خودم اسرار کشور را افشا کنم، نام مردم را ببرم و با آبروی مردم بازی کنم.

من با برنامه پا به عرصه انتخابات گذاشتم و سعی می‌کنم شعاری که برای تحقق آن برنامه ندارم، ندهم؛ به همین جهت با توجه به اینکه در دنیای کنونی، تحقق هر برنامه‌ای نیازمند یک برنامه حقوقی است، برنامه حقوقی تهیه کردم و قانون‌گرایی یکی از اهداف اصلی من است.

بدون قانون‌گرایی، عدالت و آزادی تحقق نمی‌یابد. آزادی تبدیل به هرج و مرج و عدالت، تبدیل به استبداد و فساد می‌شود.

قانون‌گرایی به اصلاحات حقوقی نیاز دارد و اصلاحات حقوقی را نمی‌توان یک شبه انجام داد.

بعضی از امور را فورا می‌توانم انجام دهم؛ مثلا توقف ستاره‌دار شدن دانشجویان و استیفای حقوق آنها، لغو سهمیه‌بندی دانشجویان دختر، پایان دادن به خویشاوندسالاری در نظام اداری و برخی اصلاحات دیگر، نیازمند هماهنگی و تعامل با سایر قواست.

ما نیاز به اصلاح برخی قوانین در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی سیاسی و حقوق شهروندی داریم.

این قوانین باید تسهیل کننده روابط اجتماعی باشد؛ باید موجب شفاف شدن روابط اقتصادی و غیره شود. اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم دیگر مقامات نمی‌توانند آمار دروغ و اشتباه بدهند و هرکس دچار فساد شود، در زمان خود و با رعایت تمام موازین قانونی از جمله رعایت حقوق او در مراجع ذیربط، پاسخگو خواهد بود نه اینکه یک دولت در مدت 4 سال حکومت خود ساکت باشد و در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری، یک‌باره افراد را با اتهامات سنگین اقتصادی مواجه کند.

ما برای اجرای این اصلاحات نیاز به نهادهای کارآمد و پیاده شدن قوانین داریم.

باید ضمن تقویت نهادهای موجود برخی نهادهای جدید را ایجاد کنیم مثل معاونت حقوق بشر و شهروندی تا با وضع معیارهای دقیق بتوانیم ارزیابی کنیم که نهادهای دولتی چقدر درست کار می‌کنند و حقوق مردم را رعایت می‌کنند و بین افراد تبعیض قایل نمی‌شوند؛ همچنین کسی را شهروند درجه دو یا درجه یک تلقی نمی‌کنند و واقعا حقوق روستاییان را به خود آنها واگذار می‌کنند و برای آنهایی که نیاز به بهداشت، تحصیل و مسکن دارند، با رعایت کامل کرامت و شخصیت آنها به عنوان حق آنها و نه به عنوان صدقه به آنها، خدمت می‌کنند.

بيانيه مشترك خشايار ديهيمي و بابك احمدي

سرو: خشايار ديهيمي و بابك احمدي در بيانيه‌اي مشترك از دغدغه‌هاي خود درباره دهمين انتخابات رياست‌جمهوري گفتند، انتخاباتي كه در آن دو كانديداي اصلاح‌طلب حضور دارند و مي‌تواند پاياني باشد بر دولت محمود احمدي‌ن‍ژاد. پيش از اين بابك احمدي حمايت خود را از مهدي كروبي اعلام كرده‌بود و حال در اين بيانيه خشايار ديهيمي حمايت خود را از ميرحسين موسوي اعلام مي‌كند. اين نكته‌اي است كه ديهيمي و احمدي را به عنوان دو روشنفكر بر آن داشته‌است تا بيانيه‌اي مشترك بنويسند: «ضرورت دفاع از اصلاح‌طلبی در انتخابات» و پرهيز از «هرگونه بیان و اقدامی که منجر به تفرقه، اختلاف، دودستگی و ناامیدی میان اصلاح‌طلبان شود.»
متن اين بيانيه به شرح زير است:

***

ملت ایران و جنبش اصلاحات ایران در آستانه آزمونی بزرگ قرار گرفته‌اند. انتخاباتی که در مقابل ماست تعیین خواهد کرد که آیا اوضاع چهار سال گذشته به پایان خواهد رسید یا نه. اوضاعی بحرانی به معنای دقیق کلمه چه در زمینه اقتصادی و معیشت مردم، چه در زمینه‌های زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.
ما خواهان پایان‌دادن به اوضاعی هستیم که آن را برای ملت مان ناروا و تحقیرآمیز ارزیابی می‌کنیم. به گمان ما کارنامه چهارساله حکومت‌ آقای احمدی‌نژاد اسباب سرشکستگی حکومت و تحقیر ملی بوده است. می‌دانیم که جایگزین آن دولتی دمکراتیک نخواهد شد اما به این نکته هم اطمینان داریم که هرگاه یکی از دو کاندیدای اصلاح‌طلب حاضر در صحنه انتخابات موفق به کسب اکثریت آرا مردم ایران شدند، راه به سوی تحقق آرمان‌های اصلاح‌طلبانه که رفاه، توسعه پایدار، حفظ حقوق دمکراتیک و شهروندی مردم است گشوده خواهد شد.
ما حضور دو کاندیدای اصلاح‌طلب را در صحنه به فال نیک می‌گیریم و تصور می‌کنیم که این دو نیرو به‌دلیل تفاوت‌های واقعی و برنامه‌هایی مختلف شکل گرفته‌اند و در صحنه انتخابات کنونی نیز به حقوق مردم پا می‌فشارند. اطمینان داریم که حتی در مرحله کنونی که در آستانه دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری قرار داریم امکان همکاری و نزدیکی میان دو نیروی اصلاح‌طلب با حفظ عقاید، برنامه‌ها و شعارهای آنان وجود دارد. دلیل این اطمینان ما تعهد هر دو کاندیدا به حقوق ابتدایی مردم از یک سو و حضور نیروی اصلی مخالف اصلاحات در انتخابات از سوی دیگر است. ما باید بتوانیم این نیروی اصلی مخالف را شکست بدهیم و آن را به‌عنوان یک مانع از سر راه جنبش آزادیخواه مردم برداریم. همه می‌دانیم که مشکل فقط شخص آقای احمدی‌نژاد نیست، بلکه تمام نیروهایی است که از چهار سال پیش تاکنون از او حمایت‌های آشکار کرده‌اند. همه می‌دانیم که پشتگرمی او برای حضور در انتخابات از کجا می‌آید و به چه دلیل است.
ما نویسندگان این نامه گزینه مشترکی میان دو نامزد اصلاح‌طلب نداریم و هر یک از ما بنا به دلایلی از یکی از دو کاندیدا یعنی آقایان کروبی و موسوی دفاع می‌کنیم اما هشدار می‌دهیم که مبارزه انتخاباتی پیش ‌رو دشوار است و پیروزی بر نیروهای مخالف آزادی و حقوق ملت آسان نیست. به‌همین دلیل از تمامی فعالان شعارهای دو نامزد و از همه هواداران آنان در سراسر کشور درخواست می‌کنیم که با رعایت اخلاق دمکراتیک،‌حفظ احترام دو نیروی اصلاح‌طلب، پذیرش تفاوت و «دیگری»، پذیرش حقوق برابر دو نیرو از هرگونه بیان و اقدامی که منجر به تفرقه، اختلاف، دودستگی و ناامیدی میان اصلاح‌طلبان شود، پرهیز کنند و دو نامزد را چنان که به راستی شایسته‌اند محترم بدارند و با همکاری امروز راه را بر همراهی فردا بگشایند.
در صورتی که انتخابات به دور دوم کشیده شود و یکی از دو نامزد اصلاح‌طلب به آن راه یابند (که این نیز مستلزم فعالیت مشترک دو ستاد کاندیداها در راه تضمین سلامت انتخابات و صیانت از آرا مردم است) همه ما با یقین به ضرورت پیروزی اصلاح‌طلبی و دموکراسی در دور دوم به آن نامزد رای خواهیم داد. از همه کسانی که با این رویکرد موافقت دارند می‌خواهیم که با امضای آن همراهی‌شان را اعلام کنند. به امید پیروزی و تاکید بر ضرورت همکاری در عمل در عین حفظ دیدگاه‌ها و برنامه‌های متفاوت.

خشایار دیهیمی و بابک احمدی


چهارشنبه ۱۳ خرداد ۸۸

آیا کروبی همان رضایی است؟

کروبی در مناظره دیشب بارها به تأیید دیدگاه محسن رضایی پرداخت و این امر مانع از آن شد و اختلافات این دو نامزد ریاست جمهوری کاملاً روشن شود. بخش‌هایی از سخنان کروبی در مناظره دیشب که اشاره به مواضع محسن رضایی دارد، به نقل از خبرنامه گویا:

  • احساس می کنم که تفاوت نظر ایشان با برنامه های ما تنها در الفاظ است چرا که بخش اعظم آنچه ایشان می گویند با برنامه های مورد نظر ما مطابقت دارد. حرف ما این است که نفت نباید در اختیار دولت باشد و ما می خواهیم شرایطی را ایجاد کنیم که دولت حق نداشته باشد آزادانه از پول نفت که متعلق به ملت است، هر مقدار که خواست برداشت کند.
  • شما اگر به این طرح ]بیمه تحصیلی[ هم توجه کنید خواهید دید که عرایض ما با سخنان آقای رضایی تفاوت چندانی ندارد و ما نمی خواهیم گداپروری کنیم.
  • ما باید این قوانین را درست کنیم و پس از اصلاح رویکردمان در قبال قانون، به سراغ اجرای طرح آقای رضایی برویم.
  • من می گویم آقای رضایی کاملا صحیح می گویند و ما در بسیاری بخش ها با نواقص قانونی مواجه هستیم اما تنگ نظری و عمل نکردن به قانون مشکلی است که باید پیش از هر مسئله دیگر دوا شود.
  • ما کاملا سخنان آقای رضایی را قبول داریم اما حرف مان این است که این مباحث باید عملی و اجرایی گردند و بر این منظور باید گریبان کسانی که به قانون عمل نمی کنند را بگیریم.

جنبش انتخاباتی دهمين دوره رياست جمهوری ، با وجود رد صلاحيت گسترده «غيرخودی ها» که يکبار ديگر تبعيض قانونی نهفته در قانون اساسی و تفسير تنگ نظرانه تر شورای نگهبان از آنرا رونمايی می کند، به يک حرکت گسترده برای پايان دادن به دولت احمدی نژاد و تحقق حقوق مدنی و شهروندی فراروييده است.

به باور ما کارزارِ انتخاباتی نامزد های اصلاح طلبِ دهمين دوره رياست جمهوری از طريق تمرکز بر احياء و استمرار اصلاحات، تحقق حقوق مدنی و شهروندی بر اساس گفتمان مطالبه محوری و پای فشاری بر اجرای آن از طريق مشارکت فعال و انتقادی، موفق به فراهم کردن يک جنبش گسترده ضد بنيادگرايی پر تحرک و پويا در صحنه سياسی ايران شده است. به جرئت می توان گفت که کارزارِ انتخاباتی اين دوره، برای نخستين بار گفتار و مطالباتی را به پيش صحنه سياسی کشور کشانده است که پيوند روشنی با خواست مستمرو يک صد ساله آزاديخواهان ايران برای دستيابی به آزادی، حقوق شهروندی، قانونگرائی، رفع تبعيض عليه زنان وبرقراری دموکراسی و حقوق بشر دارد. ما از اين روند با خشنودی استقبال می کنيم و با اين اميد که اين مطالبات در کشور نهادينه شود، آنرا نشانه بلوغ سياسی جامعه ايران می شمريم.

همان گونه که دراعلامیّۀ۸ ارديبهشت ۱۳۸۸خود مورد تاکيد قرارداده ايم، تا "وقتی حداقل شرايط برای انتخابات ، ولو نيمه آزاد ولی رقابتی، موجود است؛ شرکت درانتخابات واثرگذاری فعال در آن با هدف آگاهانه پايان دادن به دولت احمدی نژاد وجناح بنيادگرای حاکمیّت، شرط لازم برای ادامه پيکار برای کسانی است که خواهان تغيير وتحول آرام وتدريجی بامشی مسالمت آميزند".

شايان توجّه واميدآفرين است که با پيش رفتِ کارزار انتخابات، قاطبۀ آزاديخواهان ايران، سياست عدم شرکت يا تحريم به هربهانه ای را؛ کنارگذاشته وبا عزم راسخ، به اردوی رای دهندگان پيوسته اند.

در شرايط کنونی چالش اصلی درصحنه سياست ايران ميان نامزداصلیِ جناح راست: احمدی نژاد با دو نامزد اصلاح طلبِ حاضر درصحنه: آقايان موسوی و کروبی است. دررقابتهای انتخاباتی شکست يا پيروزی اصلاح طلبان به مقدارزياد، در گرومشارکت ياعدم مشارکت گسترده وفعال آزادی خواهان ايران است. زيراهر چه ميزان مشارکت مردم آزادی خواه در انتخابات بيشترباشد، شانس پيروزی محمود احمدی نژاد کمترخواهدبود.

هم ميهنان گرامی!

دراين فرصتِ اندکِ مانده به اخذ رای، می بايد ازهرگونه منازعه ورودررويی ميان دونامزداصلاح طلب وآزادی خواه، پرهيز شود، تا بتوان همۀ نيروهای زنده وتغييرخواهِ کشور راهمچون جبهۀ واحد اصلاح طلبان وآزادی خواهان، بسيج کرد وبه پيروزی رساند.

حزب دموکراتيک مردم ايران، بادرنظرگرفتن اين امر، که خواست ها وبرنامه های آقايان مهدی کرّوبی وميرحسين موسوی، دربرگيرندۀ بخش قابل توجّهی ازمطالبات آزادی خواهان ايران است که می توان درچارچوبِ انتخابات رياست جمهوری مطرح نمود؛ واين واقعیّت که آن ها درحال حاضرتنها بديل موجود دربرابرحکومت احمدی نژاد وراست بنيادگرامی باشند؛ و نيز اين مهم که پيروزی آنها، می تواند بسترسازهرتغييروتحول درآينده باشد؛ حمايت از هر دو نامزد را، همچون دو پای پيکرواحد اصلاح طلبی، وظيفۀ خود می داند.

ما اميدواريم که آراء ميليونی مخالفان بنيادگرايی چنان افزايش بيابد، تا آراء سازماندهی‌‌شده‌ی راست گرايان نتواند دردوراول انتخابات پيروزشود. و ازآن فراتر، درسایۀ همين تلاش متحد وهمبستۀ آزاديخواهان کشور، پيروزی نهائی نيز نصيب آن نامزد اصلاح طلب گردد که بيشترمورد پسند وگزينش اکثريت مرد م بوده باشد.

مردم شريف و آزاده ايران!

با شرکت گستردۀ خود در انتخابات ٢٢ خرداد و رای به نامزد های اصلاح طلب؛ باگفتنِ نۀ تاريخی به احمدی نژاد، حماسه ای ديگر، اما ژرف تر و استوارتر از دوم خرداد بيافرينيد.


حزب دموکراتيک مردم ايران
۱۱ خرداد ماه ٨٨
اول ژوئن ٢٠٠٩

سخن

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته‌دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خون‌ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت
ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صدهزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت


حافظ


جستجو


پیوندها

Creative Commons License
این وبلاگ تحت لیسانس زیر است : Creative Commons License