دکتر کریشنا پراساد
برگردان: علی باقری
(این ترجمه در پنجره 21 منتشر شده است.)
افسردگی به یک اختلال فراگیر تبدیل شده است. در ارزیابیهای انجام شده، زنان بیشتر از مردان به این اختلال دچار می شوند. افسردگی یک اختلال پرخطر محسوب میشود. زیرا 50٪ افراد افسرده مستعد اقدام به خودکشی هستند.
آیا زندگی بشر اهمیتی ندارد؟ بنابراین آیا ما نباید به این قربانیان بیگناه، کمک کنیم؟
حتی داشتن یک تصور ذهنی از افسردگی ما را در کمک به دیگران یاری می دهد.
نشانههای افسردگی چه هستند؟
نشانههای افسردگی چندین نوع هستند. بنابراین بعضی از نشانههای رایج و مورد توافق که بسیاری از افراد افسرده از تمامی یا برخی از آنها رنج میبرند، در زیر میآید؛
بدخلقی و غمگینی مداوم - دشواری در تمرکز - فراموشی غیرعادی - کندی در حرکات - کندی در تفکر - بدبینی شدید - احساس بیهودگی - افکار و خیالات تکراری دربارهی خودکشی - احساس دوست نداشته شدن توسط دیگران - احساس ناتوانی در دوست داشتن دیگران - احساس این که زندگی بیمعنا است - سستی یا ضعف در انگیزه و شور و اشتیاق - احساس خستگی مبهم - از دست دادن یا اضافه کردن سریع وزن بدن - ناتوانی و ضعف در اشتها - پریشانی در خواب (به ویژه هنگام ساعات اولیه صبح) - سختی ضربان قلب(تپش تند قلب) - اختلال در کار معده (ضعف در عمل دفع و تخلیه، یبوست) - تعصب شدید - واکنش های غافلگیرانه و شوکه شدن - شیفتگی و جذابیت آشکار - شدت یافتن میزان حساسیت - احساس مبهم گناه.
اگر کسی اطراف شما برخی از نشانههای ذکر شده در مورد این اختلال را از خود نشان دهد، آن شخص را ترغیب کنید به دیدن یک روانپزشک یا یک کلینیک روانشناسی برود، به ویژه اگر شخصی به طور مستقیم یا غیر مستقیم دربارهی خودکشی با شما صحبت کند یا دیدگاهی را بیان کند مبنی بر این که زندگیش بیهوده است.
مشاهده شده است که بسیاری از بیماران خواسته یا ناخواسته نیت قبلی خود را در مورد اقدام به خودکشی به دوستان یا وابستگانشان مطرح میکنند. اما بسیاری از مردم حرفهای آنها را سرسری می گیرند یا نسبت به حرفهای آن ها توجهی نشان نمیدهند که بعداً این امر منجر به پشیمانی بزرگی برای آنها میشود.
بنابراین اگر شما احساس می کنید که کسی افسرده است یا در مورد خودکشی با شما صحبت می کند، نسبت به حرفهای او بیتوجه نباشید. به هر حال شما نباید در حضور بیمار آشفته شوید و بترسید. با خونسردی و مستدل با او صحبت کنید. وعدههای مشخصی به او ندهید، در عوض بیمار را تشویق کنید که با خاطری آسوده به یک روانپزشک مراجعه کند به او وعده بدهید که در روزهای آتی اوضاع بهتر خواهد شد.
بدترین شرایطی که شما میتوانید برای یک شخص افسرده ایجاد کنید، این است که بگویید: «هر روزه خیلی از افراد افسرده میشوند و همهاش تقصیر خودت است ...» و ازاین گونه صحبتها.
بهترین راه درمان چیست؟
روش واحدی برای درمان افسردگی وجود ندارد زیرا عوامل افسردگی زیستشناختی، روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی هستند.
اولین درمان باید زیستیشناختی باشد. یعنی فرد باید به روانپزشک مراجعه و با او مشورت کند تا داروهای مناسبی برای وی تجویز شود. این داروها تسکینی فوری میباشند برای برخی از مسائل مثل اختلال در خواب صبحگاهی، بیاشتهایی و خستگی. و این بهبود وضعیت به بیمار احساسی را القا می کند که کاملاً درمانده نیست و میتوان برای مشکلاتش کاری انجام داد. به طرز تناقضآمیزی، این مرحلهبحرانیترین دورهی افسردگی است. بیمار عمیقاً افسرده قادر به انجام خودکشی نیست زیرا «از نظر روحی ناتوان» است. البته مصرف دارو حالت ناتوانی او را برای خودکشی برطرف نموده و عمل خودکشی را تسهیل میکند. در این دورهروانشناس کلینیک میتواند کمکهای زیادی به او بکند. روانشناس باید در این مرحله از افسردگی،امید را به فرد افسرده القا کند و احساس گناه را از او دور کند.
در تحقیقاتی که صورت گرفت، این نتیجه به دست آمده است که پشتیبانی اجتماعی خانواده، مشاوره با یک روانشناس کلینیک و درمان دارویی توسط یک روانپزشک با همدیگر، بهتر از درمانی یکسویه عمل میکنند.
