کلاسهای دانشگاه تمام شده، فضا خیلی ملالتبار شده. البته همیشه این دانشگاه بوی مردگی میدهد، انگار خاک مرده پاشیدند همهجا، هیچ جنب و جوشی نیست. موقع کلاسها کمی بهتر است، دست کم دانشجویان برای کلاس این طرف و آن طرف میروند، اما حالا دیگر فقط برای غذا میآیند بیرون با صورتهای پفکرده که نشان میدهند یا خواب بودند یا سرشان توی کتاب بوده.
مسؤولان این دانشگاه الحق در سرکوب شادی و امید دانشجویان همیشه و در همه حال سنگ تمام میگذارند. پس از سالها التماس و خواهش بالاخره دانشگاه تن داد به این که انتخابات شورای صنفی را برگزار کند. از نظر اطلاعرسانی به بدترین نحو ممکن انتخابات را برگزار کردند. انتخابات شورای صنفی دانشکدهی ادبیات با همت دانشجویی که به دنبال محو آثار پروندهی کمیتهی انضباطیاش بود، ناجوانمردانه لغو شد. (جالب است که این دانشجوی محترم از من شکایت کرده است و دیروز ماجرای جالبی داشتم در کمیته انضباطی که به زودی مفصل توضیح خواهم داد) در دانشکدهی مهندسی و علوم انتخابات خوب برگزار شد، اما ظاهراً دنبال بهانهای هستند که انتخابات را باطل کنند. خوشبختانه با همت دانشجویان آمار دانشجویان مشغول به تحصیل دانشکده را به دست آوردیم. بهانهی به حد نصاب نرسیدن که قبلاً استفاده میکردند، دیگر جواب نمیدهد، باید به فکر بهانهی دیگری باشند. (حد نصاب مشارکت 30 درصد است، در دانشکده علوم 41 درصد و در دانشکدهی مهندسی 55 درصد شرکت کردند. فعلاً از دادن ریز آمار خودداری میکنم ولی آمار را بعداً به تفکیک گروههای آموزشی خواهم نوشت) نمیدانم چه میشد اگر مثل بقیهی انتخاباتها در دانشگاه دو سه روز بعد نتیجه را اعلام میکردند و دانشجویانی که با زحمت زیاد شور و شوقی در بچهها ایجاد کرده بودند، میتوانستند شادی و خوشحالی کنند. حالا به جای جشن گرفتن، همه نگران این هستند که آیا شورا تشکیل میشود یا نه! آیا آقایان لطف میکنند و با راه انداختن این همه عَلَم و کُتَل شورای صنفی، اجازه میدهند شورا تشکیل شود یا نه! قضایای بعد از انتخابات خیلی سختتر از پیش از انتخابات است. قبلش باید بچهها را راضی میکردند که بیایند پای صندوق، خب موفق شدند. اما با مسؤولان دانشگاه چه کار میشود کرد؟ دانشجویان را میشود راضی کرد که شورا ضرری برای شما ندارد، اما به مسؤولان دانشگاه که نمیشود دروغ گفت. اگر صادق باشند باید به مسؤولان بگویند که این شورا میخواهد شما در چارچوب قانون و اختیاراتتان عمل کنید. این موضوع به ویژه در این دانشگاه در اغلب موارد به نفع آنها نیست.
مسؤولان زحمتکش این دانشگاه که دائماً هم از همدیگر تشکر میکنند، سخت به دنبال این هستند که ببینند در چه صورتی ممکن است دانشجویان کمی خوشحال بشوند، شادی بکنند تا سریعاً جلو آن را بگیرند و کوفتشان کنند! هیچ انتخاباتی در این دانشگاه مثل انتخابات شورای صنفی نبود. پرشورترین و سالمترین انتخابات بود. منتها مشکل قضیه - البته از دید مسؤولان! - این است که در دو دانشکدهی مهندسی و علوم یک گروه مستقل به طور کامل برنده شدند. وگرنه در مورد دانشکدهی ریاضی که اصلاً حرفی نیست. چون آنجا به هرحال از دانشجویان به قول خودشان ارزشی چند نفری هستند، خیالشان راحت است. از نظر مسؤولان بعضی از دانشجویان «ارزشی» هستند، اینها باید امکانات داشته باشند، هر کاری بکنند هیچ موردی ندارد، اما بقیه «غیرارزشی» یا «بیارزش» هستند. اصلاً این تقسیمبندی احمقانه یعنی چی؟ دائماً هم تکرار میکنند.
به هر حال دانشجویان در انتخابات شورای صنفی کلی هزینه کردند چه از نظر مالی برای تبلیغات و چه از نظر صرف وقت. تشکیل ندادن شورای صنفی نه تنها دهنکجی به کل دانشگاه است، بلکه اعتبار مسؤولان را هم نزد دانشجویان از بین میبرد و دیگر نباید از دانشجویان انتظار داشته باشند باز به این بازی نمایشی و بازیهای دیگر تن بدهند. یک بار دانشجویان اعتماد کردند و وارد انتخابات شدند، هر دانشجویی حداقلی از شعور دارد و به راحتی بازیچهی دست مسؤولان نمیشود. قبل از این که انتخابات را برگزار کنند باید این فکر را میکردند که ممکن است کسانی بیایند که مستقل باشند. کسانی که شاید مسؤولان از آنها خوششان نیاید، اما دانشجویان برعکس.
بعضی مسائل در این دانشگاه راه حلهای منحصر به فرد و جالبی دارد. مشمول مرور زمان میشود و بعد هم کسی اصلاً یادش نمیآید که چیزی هم بود. جشنواره نشریات دانشجویی از یکم تا سوم بود. کسی متوجه چیزی شد؟ انتخابات شورای صنفی را هم کمکم دانشجویان دارند از یاد میبرند. کافی است تا بعد از امتحانات همینطور سکوت کنند و دانشجویان را سر بدوانند.
نوشتههای مربوط:
- لیبرالیسم دانشجویی و کاستیهای آن
- انتخاب با کیست؟
- دفاعیهی شیطان رجیم
- پاسخ همپیمانان به دروغپردازیهای خیمه
- آزادی، حق اعتراض و تجمع
- مروری بر وقایع اخیر دانشگاه
- پایان اعتراض مدنی
- تجمع دانشجويان كاملاً صنفي بود- گفتگو با چند تن از دانشجويان
- همپیمانان و آینده
- مهرورزی با دانشگاه
- بحث داغ بکارت و ازدواج در فرانسه
- جنگ علیه زنان
- تقديرنامه؟!
- تأیید انتخابات شورای صنفی
- چند عکس
- بیانیه تحلیلی انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان دربارهی شورای صنفی
- دانشگاه از آن ماست
- دربارهی شریعتی
- یک قصه دو برداشت
- این بار واقعاً می خواهیم شورای صنفی را تشکیل بدهیم
- بدترین دشمن خودمان
- پارادوکس فتنه
- شما که رأی نمیدهید!
- پایان سکولاریسم؟
- دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟
- چامسکی، یهودی یا یهودستیز؟
- افسردگی
- فونت هما و رفع سوء تفاهم
- تحکیم وحدت و بومرنگ سرکوب
- کس نخارد پشت من
- تبریک و پوزش
- شریعتی و دموکراسی
- بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن»
- حقوق زن ایرانی
- با شریعتی چه باید کرد؟
- فراتر از بحث مجازات اعدام
- حقّ مردن
- تعطیلی عقلانیت
- فیلتر شدن یا نشدن، مسأله این است
- دانشگاه محل هویتیابی دانشجوست
- جنگِ حجاب
- روز دانشجو به فروش میرسد
- همجنسگرایی غیراخلاقی نیست
- حجاب سر و تراشیدن صورت
- دزدی معترضانه
- بیانیه تشکل ها و فعالان دانشجویی زاهدان
- اقتراح پنجره درباره ارزیابی جنبش دانشجویی در ایران
- تاریخ در پایان تاریخ
- دانشگاه قربانی سیاست
- پاسخ به یک مسیحی
- دیوارها و جهان

پیامها (2)
Anonymous | جمعه 17 خرداد 87 ساعت 23:56 | IP: 194.225.82.3
خانم هاپوتي.
كسي را به پاسخگويي در روز قيامت حواله دهيد كه به قيامت اعتقاد داشته باشد. به نظر من افراد ناسپاسي كه به قيامت اعتقادي ندارند بايد در همين دنيا جواب بدهند.
هاپوتی | شنبه 11 خرداد 87 ساعت 20:11 | IP: 194.225.82.3
گاهی وقت ها که غم تنهایی و غربت اذیتم می کنه با بچه ها توی محوطه ی دانشگاه گشتی می زنیم. و خدا رو شکر میکنم که می تونم از این همه نعمت و زیبایی استفاده کنم. می دونم که اون بیرون خیلی از خانواده ها آرزو دارند بچه هاشون رو به همچین محیطی بیارند. گاهی با دانشجوهایی که اون ها هم احتمالا غریبند و دور از خانواده گپی میزنم. من شادی رو در چهره ی دانشجوهایی که کنار بوستان های زیبا میشینن و تو آلاچیق ها دور هم جمع میشند می بینم و انرژی و روحیه می گیرم. اون وقت به خودم میگم اگر فرزندان ما از نعمت حضور پدر به دلیل مشغله ی کاری محرومند ارزش داره، چرا که این همه نتیجه ی تلاش پدرانشونه که هر روز میشه در جای جای این دانشگاه وسیع دید. دانشگاهی در دل کویر. دانشگاهی که معمولا توی انتخاب محل تحصیل هرگز به دانشگاه های بزرگ دیگه و حتی به دانشگاه های شهرستان های کوچک برتری داده نمیشه. و دانشجویان اکثرا با دیدی منفی نسبت به شهر زاهدان وارد دانشگاه میشند.
و حالا من صبح امروز این مطلب رو خوندم. و الان تصمیم گرفتم اون چیز هایی که ساعتی فکرم رو به خودش مشغول کرده بنویسم. آخه چطور میشه این همه رو نادیده گرفت؟ چطور می شه تا این حد بد بین بود؟ اگرهم مسوولان دلسوز از حق خودشون بگذرند، منتقدان بی مسوولیت باید در مقابل خانواده های اون ها جواب گو باشند. ساختن سخته. خیلی سخت. و انتقاد کردن اون هم به شیوه ی غیر واقع بینانه آسونه خیلی آسون. من این رو با همه ی وجود درک کردم. گاهی منتقد بودم. در بهترین حالت فقط می تونم بگم ان شالله مغرض نیستید. ان شالله نمی خواید جو رو مسموم کنید و این انگشت شمار مسوولی رو که از وقت و جون و خانواده خودشون مخلصانه برای شادی دانشجو صرف میکنند، دلسرد کنید. یک مننقد سالم باید از اطلاعات ناقص و جو گیر شدن، منفعت طلبی و وسوسه های شیطان به دور باشه. برای رضای خدا کار کنیم تا ان شالله خدا هم به ما کمک کنه و ما رو به راه راست هدایت کنه.
---------------------------------------------------------
خانم یا آقای هاپوتی ممنون از این که توجه کردید و وقت گذاشتید و پاسخی طولانی نوشتید و ببخشید از این که من به دلیل ایام امتحانات در پاسخ تإخیر داشتم.
جناب هاپوتی کسی از شما که گاهی برای قدم زدن به محوطه دانشگاه می آیید انتظار ندارد از اوضاع دانشجویان خبر داشته باشید. دانشگاه هم فقط ظاهرش نیست. ظاهر خوبی دارد و دست مسئولان از این بابت درد نکند. اما از مشکلات دانشجویان شما خبری ندارید.
از مسئولان دانشگاه به گونه ای صحبت می کنید که گویی صرفاً برای رضای خدا و ترحم به دانشجویان مسئولیت قبول کرده اند. کسی اگر کاری انجام می دهد وطیفه اش هست بابتش حقوق و مزایای مناسبی می گیرد و منتی هم بر کسی ندارد. اگر کارشان را درست انجام بدهند وظیفه شان است اگر نمی توانند باید جا را برای شایستگان خالی کنند. به قول آقای نمازی دانشگاه برای دانشجویان است. اگر قرار است کسی منتی بر کسی بگذارد این دانشجویان هستند که به خاطر وجود آن ها این دانشگاه دایر است نه مسئولانی که پست و موقعیت به دست آورده اند.
برای اطلاع از کیفیت خدمات رسانی به دانشجویان فقط یک نمونه را مشتی از خروار بگویم که در اواخر سال گذشته به دلیل کیفیت پایین خدمات رفاهی, دانشجویان از مسئولان خواستند با توجه به این که نمی توانند امکانات لازم را فراهم کنند دانشگاه را تعطیل کنند!