مدیر مسؤول محترم USB امروز
با سلام و احترام، ضمن تبریک آغاز انتشار نشریه USB امروز، با توجه به این که در شمارهی نخست آن نشریه مطالب نادرستی به من نسبت داده شده است، خواهشمندم مطابق با قانون مطبوعات این توضیحات را برای آگاهی خوانندگان محترم آن نشریه در نخستین شمارهی بعدی منتشر نمایید:
متأسفانه لحن نوشتهی «فقط مردم ایران میفهمند» آکنده از تهمت و توهین است که در نخستین شماره، نویدبخش آیندهی روشنی برای این نشریه نیست. بخشی از آن به صحبتهایی مربوط میشود که من و آقای باقری پس از جلسهی کمیتهی ناظر با نویسنده داشتهایم. بد نیست یادآوری کنم که اگر قرار است گفتگویی در نشریه درج شود بهتر است، با اطلاع قبلی باشد؛ زیرا لحن گفتار روزمره با لحن نوشتار روزنامهای متفاوت است. در هر صورت، اگر این گفتار عیناً منتشر میشد ایرادی نداشت مسأله این است که بخشی از آن تحریف شده و بخشی اضافه شده است. در جلسهی کمیته ناظر مورد اشاره، شکایت از نشریاتی خاصی مطرح اما بررسی نشد و به جلسات آینده موکول شد. به کار بردن عبارت «نشریات زنجیرهای» دور از شأن روزنامهنگاری حرفهای است. در این دانشگاه نشریاتی وجود دارند که دیدگاههایی نزدیک به هم دارند و حتا ممکن است همکارانی مشترک هم داشته باشند، این موضوع نه مایهی شرمندگی است و نه جرم محسوب میشود و اتفاقاً در نشریات طیفهای مختلف فکری دانشگاه این ویژگی دیده میشود. از سوی دیگر، عباراتی چون «خیلی ادعاشون میشه» و «آتیش میگرفت» بیشتر در گفتار کوچه بازار به کار میرود نه در نشریهی رسمی دارای مجوز. اما آنچه از یک نشریه دانشجویی که در محیطی علمی منتشر میشود انتظار میرود رعایت منطق و عقلانیت است. در توجیه شکایت از چند نشریه نویسنده آورده است: «اعضای این طیف ]تحکیم وحدت[ در فستیوال تابستانی خود در شهریور 84 در دانشگاه امیرکبیر علناً اعلام کردند که «مردم نمی فهمند، فقط ما میفهمیم»... به خاطر توهینهای صورت گرفته به مردم ایران و نشر اکاذیب جمعی از دانشجویان شکایتنامهای از نشریات زنجیرهای این طیف تنظیم کردهاند و به مسؤولان تحویل دادند.» اگر درست فهمیده باشم، به خاطر یک سخنرانی در سال 84 در امیرکبیر علیه نشریاتی در سال 87 در دانشگاه ما شکایتی تنظیم شده است! مسألهی جالبتر این است که تعدادی از این نشریات مثل «پنجره» و «شورا» هیچگونه ارتباطی با تحکیم وحدت ندارند.
هر نشریهای در مورد رویدادهایی مثل تجمع و تظاهرات عددی را تخمین میزند و بستگی به زمانی که این تخمین زده میشود و زاویهی دید نویسنده این اعداد متفاوتند. تخمین نشریه پنجره همان چیزی بود که در نشریه منتشر شد اگر دیگران مدعی هستند آمار دقیقتری دارند منتشر کنند. صحبت من در آنجا این بود که کم یا زیاد نوشتن این آمار موضوع مهمی نیست که چند دانشجو در پی شکایت بربیایند و تا کنون سابقه نداشته است که نشریهای بدین خاطر بازخواست شود.
برای اهل منطق این مسأله کاملاً بدیهی است که اگر کسی از حقوق دیگران و حق فعالیت اجتماعیشان دفاع کند لزوماً به معنای وابستگی به آن گروه نیست. همانطور که اگر مردم ایران از مردم عراق، فلسطین یا بوسنی حمایت کنند، صرفاً از روی احساس وظیفه است. بنابراین اگر من بگویم تشکلهای دانشجویی حق فعالیت دارند به معنای وابستگی من به تشکل خاصی نیست و اگر بگویم شکایت در مورد رعایت اساسنامه هر تشکلی به فعالان دانشجویی آن تشکل مربوط میشود، چه آن تشکل سیاسی باشد چه عقیدتی باشد و چه علمی این موضوع به اعضای آن مربوط میشود، بحثی کاملاً حقوقی است و نسبت دادن عضویت من به این تشکل کاملاً غیرمنطقی است.
در ضمن در جایی آمده است که وی خطاب به من گفته است: «... چون اساسنامهتان را قبول ندارید، چون با بیگانگان ارتباط دارید.» گمان نمیکنم این صحبت در آنجا مطرح شده باشد. در هر صورت، من عضو هیچ تشکلی نیستم و قبول داشتن یا نداشتن اساسنامه حرفی بیربط است. قاعدتاً نویسنده در مورد «ارتباط من با بیگانگان» توضیحات قانعکننده و محکمهپسندی دارد، چون لازم است برای تنویر افکار عمومی منتشر کند.
امیدوارم نشریات دانشجویی این دانشگاه با رعایت منطق، قانون و اخلاق روزنامهنگاری هر چه بیشتر در جهت افزایش آگاهی دانشجویان و ایجاد فضای زنده، پرتحرک و بانشاط در دانشگاه تلاش نمایند.
نوشتههای مربوط:
- مروری بر وقایع اخیر
- دفاعیهی شیطان رجیم
- بیانیه هیئت تحریریه پنجره در خصوص نشر اکاذیب و افترا به مدیر مسؤول نشریه پنجره
- دفاع از صادق هدایت
- بیانیه جمعی از مدیران مسؤول نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان دربارهی پخش شبنامههای موهن و مغایر با امنیت ملی
- یک قصه دو برداشت
- دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟
- دربارهی پنجره و انجمن اسلامی مستقل
- فونت هما و رفع سوء تفاهم
- کس نخارد پشت من
- تبریک و پوزش
- بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن»
- بیشک استعفا میدادم
- بیانیه تشکل ها و فعالان دانشجویی زاهدان
- نقدی از سر بیکاری

پیامها (4)
فرهاد شاه مرادلو | شنبه 12 بهمن 87 ساعت 11:58 | IP: 80.191.172.10
متوسل شدن به زور و ضرب شتم حدود 30 تن از نهاد های امنیتی و حراستی دانشگاه برای بیرون کردن آقایان نمازی و باقری و لحظه ای که شما با اون حالت از دانشگاه رفتید یکی از خاطرات تلخی بود که هرگز از ذهنم پاک نخواهد شد.خواب آسوده برای بانیان این سناریو حرام خواهد بود.همین
Abdoreza Kalmorzi | شنبه 12 بهمن 87 ساعت 09:18 | IP: 80.191.172.10
گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
نظرات و دیدگاه های شما قابل تموجه و تفکر برانگیز است باشد که خوانندگان بخوانند, درک کنند و ارج نهند.
تاتا | جمعه 11 بهمن 87 ساعت 07:58 | IP: 72.52.66.10
مرگ بر استبداد
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر بی عدالتی
نبايد بگذاريم مسئولین دانشگاه سیستان و بلوچستان با حذف ترم و ممنوع الورود كردن، ارعاب ايجاد كنند. نبايد بگذاريم فضا طوري باشه كه اونها مي خوان.
مسئولين بايد بدونن که بدترین گزینه رو انتخاب کردن، چون زدن زیر حرفشون و با این کار اعتبارشون رو کم کردن و کاملا ثابت کردن که حق با کی بوده! و همچنين ضعف و ترسشون از فكر دانشجو رو هم نشون دادن.
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع می زنید!
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که باد هرزه شبگرد
با های و هوی نعره مستانه در گذر باشد
با صبح روشن پرترانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید
گیرم که می برید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟!!
chubkhat | چهارشنبه 9 بهمن 87 ساعت 11:13 | IP: 80.191.172.10
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی