همبستگی خانمهای فمینیست شایسته تحسین است. یکیشان که مورد نقد قرار بگیرد، هر چقدر هم که پرت و پلا گفته باشد چون زن است، بقیه به اسم این که حالا منظورش آن نبوده و روح مطلبش فلان است و میخواسته است فلان موضوع مهم را بگوید، ازش دفاع میکنند. خیلی از آنها اصلاً وارد محل نزاع نمیشوند، از شایستگیهای نویسنده میگویند و این که زنها خیلی تحت ستم هستند. گویی چون زنها مشکلات زیادی دارند، مجوز دارند که هر حرف غیرمنطقیای را بزنند.
دفاعیه نسرین افضلی از شادی صدر من را یاد همان لطیفهای انداخت که دانشآموزی در درس جغرافیا فقط یک کشور پاکستان را بلد بود توضیح بدهد از هر کشور دیگری ازش سوآل میکردند به گونهای به پاکستان ربطش میداد و بعد میگفت «و اما پاکستان». نسرین افضلی بدون این که دلیلی در مورد یکسان بودن آپارتاید و تبعیض جنسی بیاورد، ناگهان دربارهی آپارتاید صحبت میکند و بعد هم حتماً انتظار دارد ما هر چه در مورد آپارتاید گفت به تبعیض جنسیتی تعمیم دهیم.
او فهرستی از تبعیضها علیه زنان را میآورد که اغلب آنان هم به زنان متأهل مربوط میشود. از دو مورد تبعیض نفقه و سربازی علیه مردان به راحتی میگذرد: «این دو مورد هم توجیهکننده بسیاری دیگر از حقوقی است که به مردان داده شده است.» اما همین دو مورد در مقایسه با بسیاری از مواردی که در مورد مشکلات زنان گفته شده است، بیشتر تحقق پیدا میکند. اگر پذیرفتهایم که از نظام نامتناسب فعلی هر دو سو زیان میبینند، دیگر تشبیه کردن آن به آپارتاید نژادی بیمعناست. اگر زنان در این نظام نابرابر کرامت انسانیشان در اغلب موارد نادیده گرفته میشود، مردان زیادی هم بر اساس همین مناسبات نابرابر مشکلات زیادی را باید تحمل کنند. در نظام آپارتاید همیشه یک طرف نفع میبرند و یک طرف زیان میبیند. اما در تبعیض جنسیتی هر دو طرف به گونهای زیان میبینند البته یک طرف بیشتر. در نظام آپارتاید منافع یک نژاد میتواند از منافع نژاد مقابل کاملاً جدا باشد، اما منافع دو جنس به آن صورت قابل تفکیک از هم نیستند. اگر تمام مردان در برابر تبعیضهایی که علیه زنان میشود باید همواره پاسخگو باشند، تمام زنان هم در مواردی که اجحافی علیه مردان شده است، باید همواره پاسخگو باشند. من هم میتوانم پرسشهایی از نوع سوآلاتی که نسرین خطاب به مردان مطرح کرده است درباره زنان بنویسم. اما من قصد تهییج مخاطب را ندارم. مشکلات زنان و مردان مسائلی انتزاعی نیستند که نیاز به تئوریپردازیهای عجیب و غریب داشته باشند، همه در اطراف خود این مسائل را میبینند و لمس میکنند. دانشجوی پسری که به دلیل اعزام به سربازی از رقابت با همکلاسیهای دخترش بازمیماند، مرد متأهلی که برای جدا شدن از همسری که دوستش ندارد باید تمام زندگی و ارث و میراثش را تقدیم کند، برایش فرقی نمیکند که شما از نظام مردسالار صحبت میکنید یا آپارتاید نژادی، او میبیند که نسبت به جنس مخالفش در وضعیت بدتری قرار دارد.
جدا کردن زنان از مردان و گناهکار جلوه دادن کلیه مردان بر مبنای هر تئوریای که باشد اشتباه است. ظالم و مظلوم نشان دادن وضعیت دو جنس و نادیده گرفتن مشکلات جنس مقابل نمیتواند مشکلی را حل کند. اگر به راحتی میتوانیم از مشکلات زنان صحبت کنیم، بد نیست به مشکلات مردان هم بپردازیم و با گفتن این که مشکلات آنان «توجیه» دارد، صورت مسأله عوض نمیشود.
نوشتههای مربوط:
- همهی چیزها به هم شبیهند، اما فقط در چیز بودنشان
- انتخاب با کیست؟
- طرح امنیت اجتماعی در مجلهی همشهری جوان
- مردسالاری یا زنسالاری
- استقلال زنان و لایحهی چندزنی
- عدالت ملوکانه
- زنان و توسعه
- بحث داغ بکارت و ازدواج در فرانسه
- جنگ علیه زنان
- زنان مسلمان در غرب قربانی میشوند
- از چاله به چاه
- حقوق زن ایرانی
- خلاصهی مقالهی فوکویاما در مورد زنان و نقدهای وارد شده
- پدر همه چیز را میداند
- مردان هم از جنگ متنفرند
- مواضع خطرناک
- زنان و تکامل سیاست جهانی
- دولتها جنگ را به وجود میآورند
- آیا اسکیموها همسرانشان را در اختیار دیگران میگذارند؟
- جنگِ حجاب
- حجاب سر و تراشیدن صورت
