اگر افرادی را که انتقادپذیر هستند، ــ یعنی کسانی که به انتقادها و پرسشها گوش میدهند و پاسخ درخور میدهند و در حقیقت بخشی را با تواضع میپذیرند و برای رد بخشی دیگر دلایلی میآورند، و از همه مهمتر پیش و پس از شنیدن انتقاد افراد روابطشان تغییر نمیکند ــ کنار بگذاریم. بقیه افرادی را که میتوان انتقادناپذیر دانست، در مراتب مختلف میتوان دستهبندی کرد. من سعی میکنم آنان را به چهار دسته تقسیم کنم چون تفکیک آنها از هم ضروری است:
ــ دستهی اول که کمآزارترین انتقادناپذیرها هستند، سعی میکنند اصلاً انتقادها را نشنوند و خودشان را به دردسر نیندازند. اگر هم گاهی ناخواسته با پرسشی آزاردهنده روبرو شوند، سعی میکنند بحث را عوض کنند. آنها معمولاً خودشان را چندان آفتابی نمیکنند، ترجیح میدهند ناشناخته باشند، اما نقد نشوند. بسیاری از مسئولانی که هیچ نامی از آنها در رسانهها شنیده نمیشود در زمرهی این افرادند. عموماً انتقادها بر موقعیت این افراد تأثیری نمیگذارد و جایگاه مهمی ندارند.
ــ دستهی دوم کسانی هستند که به دلیل موقعیتشان نمیتوانند شیوهی اول را برگزینند از سوی دیگر مایلند خودشان را بسیار منطقی و پاسخگو نشان بدهند. اینها برای پاسخ دادن ــ جواب سر بالا دادن ــ به انتقادها تجربههای زیادی کسب کردهاند. این افراد در پاسخ به انتقادها دو شیوهی متداول را در پیش میگیرند یا به تخریب شخصیت منتقد رو میآورند و صلاحیت پرسش را از او سلب میکنند یا شیوهی انتقاد را زیر سوال میبرند. اگر بگویید چرا به انتقادها جواب نمیدهید میگویند آن که انتقاد نبود، تخریب بود، یا این که منصفانه و دلسوزانه نبود، یا این که همهاش توهین بود. این نوع پاسخها آن قدر رایج شده که دیگر به کلیشه بدل شده است. شیوهی مدرنتر رد کردن انتقادها این است که اطلاعات منتقد را زیر سوال ببرید و آن را ناکافی بدانید. طرفداران شریعتی عمدتاً شرط انتقاد از شریعتی را خواندن تمام آثار وی و در برخی مواقع خواندن کلیه مطالب مربوط به وی میدانند. این دسته افراد خطر عینی ندارند اما مشکل زمانی بروز میکند که مدیریت رسانهای را در اختیار بگیرند. این افراد اگر قدرت کسب کنند احتمالاً برخوردشان با منتقدان از این مرحله فراتر میرود.
ــ دستهی سوم کسانی هستند که قدرت را در اختیار دارند و به شیوه نادرستی قدرت خود را علیه منتقدان به کار میگیرند. به محض این که منتقدی سخن ناگواری بگوید با فشار از سوی این افراد روبرو میشود. موقعیت شغلی یا تحصیلی منتقد به خطر میافتد و در صورت این که قدرت شخص بیشتر باشد، ممکن است بازداشت شود و مدت زیادی هم در حبس بماند. وجود زندانیانی که دست به مبارزه مسلحانه نزدهاند و جنایتی هم مرتکب نشدهاند، نشاندهندهی وجود چنین افرادی در ساختار قدرت است.
ــ دستهی چهارم علاوه بر این که قدرت زیادی دارند به فشار آوردن و محدود کردن فعالیت منتقدان بسنده نمیکنند. این افراد نه تنها منتقدان را محدود میکنند بلکه آنان را وادار میکنند که حرف خود را پس بگیرند و آن چیزی را که آنان دوست دارند بگویند. این گونه افراد نیاز به در اختیار داشتن قدرت زیادی دارند یا باید از زندان و شکنجه استفاده کنند یا این که اطلاعات محرمانهای داشته باشند و از آن علیه شخص منتقد استفاده کنند. اگر کسی در یک عمر فعالیت سیاسیاش حرف دیگری زده است اما ناگهان مواضعش کاملاً برعکس میشود نشان میدهد که با چنین افرادی سر و کار داشته است.
دستهبندی کردن این افراد از آن جهت لازم است که اگر به همهی این افراد یک صفت اطلاق کنیم، در حق بعضی جفا میشود. همهی آنها به نوعی مستبد هستند اما کسی که مخالفش را وادار میکند نه تنها حرفش را پس بگیرد بلکه حرفهای او را بزند با کسی که دائم سعی میکند از انتقاد فرار کند تفاوت دارد. کسی هم که منتقدان را به زندان میاندازد با کسی که از آنان اعتراف میگیرد فرق دارد و هر دو آنها با مدیر رسانهای که جواب سربالا به منتقدان میدهد، فرق دارند، گرچه همهی آنها در انتقادناپذیری با هم مشترکند.
نوشتههای مربوط:
- همهی چیزها به هم شبیهند، اما فقط در چیز بودنشان
- دربارهی جوابیه ژینو
- ما و سنت
- انتقادپذیری -6
- انتقادپذیری-5
- انتقادپذیری - 4
- انتقادپذیری -3
- انتقادپذیری -2
- انتقادپذیری - 1
- تقديرنامه؟!
- مسابقات شنا و چند عکس
- تجربهی ویکیپدیایی
- دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟
- خود پیداست از زانوی تو
- کس نخارد پشت من
- چرا پذیرش خطا سخت است؟
- چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
- پاسخ به یک مسیحی

پیامها (3)
hsan | سه شنبه 12 مرداد 89 ساعت 16:09 | IP: 217.218.123.56
شما رشته تان چيست؟ چون درامو ري مطلب تهيه مي كنيد كه در تخصص شما نيست. مثل احمدي نژاد
حسن زاده | پنجشنبه 31 تیر 89 ساعت 11:20 | IP: 78.38.89.35
salam.khobi?
خلیل | جمعه 4 تیر 89 ساعت 02:25 | IP: 24.85.139.253
سلام، تقسیم بندی خوبی است، اما مصداق هایش کم بود. با اجازه این هم نمونه مصداق ها:
دسته اول - سایت کلمه مهندس موسوی. فحش ها را چاپ می کند، اما یادآوری های تاریخی از مسئولیت های گذشته اش را سانسور.و نیز جرس از این گونه اند.
دسته دوم - بجز شریعتی خوان ها، برادران حزب الهی که دستشان به تو نمی رسد، همین روش را دارند و بقیه طرفداران علمای عظام
دسته سوم و چهارم که اظهر و من الشمس اند.