آغاز برگردان
ابراهیم اسکافی در روز جمعه 31 فروردین 86 ساعت 15:41
http://eskafi.com/

شاید این نوشته را باید پیش‌تر می‌نوشتم، یعنی قبل از این که مطلب دیگری اینجا بنویسم. اما ناچار بودم که برخی مطالب را بگذارم، اول به این خاطر که می‌خواستم با سعی و خطا وبلاگ را طراحی کنم و ببینم که ظاهرش به چه شکلی درمی‌آید و دوم این که برای سایت نوپای سناباد امروز قرار بود مطلبی بفرستم که آن را هم در اینجا گذاشتم و نوشتن در این وبلاگ را شروع کردم.
قصدم در این وبلاگ بایگانی مطالبی است که ترجمه کرده‌ام یا خواهم کرد و اگر مجالی بود پرداختن به بحث‌های مربوط به ترجمه و زبان. شاید هم در این میانه بحث‌های دیگری هم پیش بیاید. خوش‌بختانه وبلاگ این امکان را می‌دهد که هر کسی هر حرفی که در دل دارد بزند تا چیزی در دل کسی نماند، گیرم که این حرف‌ها را آدم سال‌ها فروخورده باشد. اتفاقاً‌ راه‌اندازی این وبلاگ هم‌زمان شد با دیدن نوشته‌ای از یک دوست قدیمی (البته مطلبش هم مربوط به یکی دو ماه پیش از آن بود که من دیدم) که ظاهراً به صورت اتفاقی جایی منتشر شده بود. جای مناسبی برای پرداختن به آن موضوع نبود، شاید اینجا فرصتی پیش آمد تا به آن هم اشاره بکنم. به هر حال، وبلاگ نعمتی است که با آن بهتر می‌توان با احساسات و اندیشه‌های افراد آشنا شد، حتا در مورد دوستانی که فکر می‌کنید کاملاً می‌شناسید.
یکی از دلایل راه‌اندازی این وبلاگ این بود که قصد داشتم کار ترجمه را به صورت جدی‌تری دنبال کنم. درباره‌ی کارهایی که در دست دارم در اینجا خواهم نوشت تا از نظرهای خوانندگان هم بهره‌مند شوم. مطالب نشریه دانشجویی پنجره را که مسؤولیتش با من است، به تدریج به اینجا منتقل خواهم کرد.البته سایت وزین نیلگون تا کنون چند شماره از آن را در سایت قرار داده اند.
استفاده از مطالب این وبلاگ در رسانه‌های مکتوب (کتاب‌ و مجله و روزنامه) بدون کسب اجازه،‌ روا نیست. گرچه اگر هم کسی این کار را بکند شاید من کاری نتوانم انجام بدهم، جز خواهش فعلاً کاری از دستم برنمی‌آید. در ضمن به جز برخی مطالب که اصلاً مایل نیستم در جایی منتشر شود، کسب اجازه برای انتشار بقیه‌ی مطالب چندان دشوار نیست. استفاده از این مطالب در اینترنت با نام مترجم و نشانی سایت هیچ‌گونه ایرادی ندارد.

پ.ن: مطلب نخست این وبلاگ که ترجمه‌ای از فرانسیس فوکویاما بود در سایت وزین ایران امروز منتشر شده است، از ایشان تشکر می‌کنم.