هزینه و فایده‌ی یک حق مسلم
ابراهیم اسکافی در روز چهارشنبه 22 فروردین 86 ساعت 11:32
http://eskafi.com/

خبر موفقیت دانشمندان ایرانی در غنی‌سازی اورانیوم تا حد 5/3 درصد به سرعت در رسانه‌ها منتشر شد، به گونه‌ای که اکثر شبکه‌های خبری با قطع برنامه‌های عادی به پخش آن از زبان ریاست محترم جمهور پرداختند. مسؤولان عالی‌رتبه‌ی نظام نیز برای اعلام این خبر پیش‌دستی کردند. پس از آن که رییس‌جمهور این خبر را اعلام کرد و روز 20 فروردین را روز مهم و سرنوشت‌سازی توصیف نمود، مشخص شد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیش از وی این خبر را با جزئیات فنی بیشتری با روزنامه‌ی کویتی در میان گذاشته است. در تقسیم افتخار نیز بحث‌های جدی در مطبوعات به وجود آمد. اگر چه این رویداد در دولت احمدی‌نژاد رخ داد اما گویا حاصل تلاشی 18 ساله است و دولت‌های میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی نیز درگیر آن بوده‌اند.
رسانه‌های دولتی در پاسداشت این موفقیت به جشن و پایکوبی مشغولند. اما روشنفکران، اصلاح‌طلبان و نیروهای مستقل آن‌چنان که شایسته‌ی یک جشن ملی باشد واکنش نشان ندادند. این امر می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. شاید بخشی از آن به این مهم بازگردد که دولتی که اکنون بر سر کار است دولت مطلوب‌شان نیست. موضوع دیگر شعاری است که مرتب از سوی دولت اعلام می‌گردد: «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست». منتقدان دولت معتقدند در قانون اساسی در بخشی که به حقوق ملت مربوط می‌شود نشانی از چنین حق مسلمی دیده نمی‌شود، در عوض از آن حقوقی که با صراحت نام برده شده است، گویا سال‌هاست خبری نیست. اگر دولت پی‌گیر حقوق ملت است، بهتر است به احیای اصول مغفول‌مانده‌ی قانون اساسی در استیفای حقوق مردم بپردازد. اگر چه این انتقاد پربیراه نیست، اما نباید مانع از خشنودی آنان در موفقیتی علمی باشد، می‌توان آن حقوق را نیز جداگانه طلبید و ظاهراً تضادی با این «حق مسلم» ندارد.
اما انتقادی که بسیار جدی است محاسبه‌ی هزینه و فایده‌ی دست‌یابی به این «حق مسلم» است. آیا ما به راستی در زمینه‌ی تأمین انرژی آن‌چنان کم‌بود داشته‌ایم که سرمایه‌گذاری‌های هنگفت 18 ساله را به ویژه در دوران دشوار جنگ تحمیلی ضروری می‌ساخته است؟ آیا به اندازه‌ی کافی اورانیوم داریم که مواد اولیه کارخانه‌ی غنی‌سازی اورانیوم را تأمین کند؟ آیا تهیه کردن اورانیوم غنی‌شده برای کشوری که منابع اورانیوم چندانی ندارد مقرون به صرفه‌تر نیست؟ آیا بدون غنی‌سازی نمی‌توانستیم از انرژی هسته‌ای استفاده کنیم؟ واقعیت این است که بسیاری از کشورهای پیشرفته‌ی اروپایی با وجود استفاده از انرژی هسته‌ای، تأسیس کارخانه‌ي غنی‌سازی را در کشورشان مقرون به صرفه نمی‌دانند.
پیامدهای این رویداد نیز شایان بررسی است. همان‌طور که داشتن فناوری هسته‌ای «حق مسلم ماست» برای دیگر کشورها که به درست یا غلط، به ایران اعتمادی ندارند نیز تعیین نوع رابطه‌ی سیاسی و اقتصادی با ما «حق مسلم»شان شمرده می‌شود. امیدواریم که اتفاق ناگواری نیفتد، اما در فضایی که صحبت از حمله‌ی نظامی و تحریم اقتصادی است و بیانیه‌های شورای امنیت علیه ایران با اجماع کامل تصویب می‌شود، چندان بیراه نیست به پیامدهای آن بیندیشیم و کمی هم نگران باشیم.
تأکید بر شعار خودکفایی و تکیه بر توان داخلی اگرچه لازمه‌ی دوران انزواست، اما تاریخ مصرف آن گذشته است و با تلاش ایران برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی نیز ناسازگار است. نمی‌توان در جهانی که به سرعت رو به پیشرفت است، به بهانه‌ی خودکفایی بودجه‌ی کشور را صرف تحقیق برای اختراح دوچرخه و کامپیوتر و لوازمی کرد که سال‌هاست دیگران ساخته‌اند. داشتن رابطه‌ی محترمانه با دیگر کشورها و استفاده از امکانات و پیشرفت‌های آنان شاید حق مسلم ما نباشد اما دلیلی هم ندارد بی‌سبب از آن محروم شویم.