ایمانوئل والرشتاین
عمدهی بحثها در مورد برنامهی هستهای ایران کاملاً هیستریک است. از جمله اظهارات سناتور جان مککین در ماه فوریه: «تنها یک چیز بدتر از حملهی نظامی وجود دارد و آن هم ایرانِ مسلح به سلاح اتمی است.» هر کسی وسوسه میشود که با عبارت شکسپیر به آن پاسخ بدهد: «هیاهوی بسیار بر سر هیچ» با این تفاوت که در اینجا «هیاهو» به شدت زیاد است و به نظر میرسد برخی از مقامات عالیرتبه به حملهی نظامی علیه ایران برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای میاندیشند. بنابراین باید بپرسیم که این موضوع چرا این قدر مهم است و برای چه کسانی اهمیت دارد؟
نخست، چرا باید گمان کنیم که اگر فردا ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، فاجعه است؟ امروز ده کشور سلاح هستهای دارند: ایالات متحد، بریتانیا، روسیه، فرانسه، چین، اسرائیل، هند، پاکستان و کره شمالی. اگر ایران دهمین کشور باشد، چه میشود؟ ایران چه کسی را تهدید میکند؟ کدام کشور را بمباران میکند؟ در حال حاضر هیچگونه نشانهای از تمایل ایران به حملهی نظامی وجود ندارد. بیشک، محمود احمدینژاد رییسجمهور کنونی ایران جملات شدیداً خصمانهای را علیه اسرائیل به زبان آورده است. اما آیا کسی گمان میکند که ایران میخواهد اسرائیل را بمباران کند، یا اصلاً در آیندهای نزدیک چنین توانی را به دست خواهد آورد؟ حرف و عمل دو چیز کاملاً متفاوتند.
اگر ایران نمیخواهد از بمب استفاده کند، پس چرا میخواهد به آن دست پیدا کند؟ دلایل روشنی وجود دارد. تمام کشورهای دارای سلاح هستهای، به جز یک کشور، میتوانند ایران را هدف بگیرند. دولت ایران باید خیلی بیتجربه باشد که احساس نگرانی نکند. علاوه براین، از سیاست امریکا در پنج سال گذشته هم باید درس گرفته باشند: ایالات متحد به عراق حمله کرد، اما به کرهی شمالی حمله نکرد، بزرگترین تفاوت این دو کشور این بود که عراق بمب هستهای نداشت، اما کرهی شمالی داشت.
دومین دلیلِ واضح، ناسیونالیسم ایرانی است. نباید فراموش کنیم که اتمی شدن ایران فقط آرزوی رییسجمهور جدید ایران نبوده است و به پیش از انقلاب، به زمان شاه، بازمیگردد. بدیهی است که قدرت متوسطی مثل ایران اکنون با عضویت در باشگاه هستهای میتواند قدرت ژئوپولتیک خودش را ارتقا بدهد. ایران هم مثل همهی کشورها منافع ملی خودش را دارد و دوست دارد نقش اصلی را در منطقه بازی کند.
اما آیا این موضوع به تنهایی میتواند صلح جهانی یا منطقهای را به خطر بیندازد؟ زمانی که اتحاد شوروی نخستین انفجار اتمیاش را در سال 1949 انجام داد، نگرانیهای جهان غرب بسیار عمیق بود. با نگاهی به گذشته آشکار میشود که تنها عاملی که مهمترین نقش را در جلوگیری از جنگ میان ایالات متحد و اتحاد شوروی، از سال 1949 تا فروپاشی شوروی، بازی کرد، این بود که هر دو کشور سلاح اتمی داشتند. با وجود تمام تنشهای شدید موجود میان دو کشور از دیوار برلین و بحران به اصطلاح موشکی کوبا تا جنگ در افغانستان، ترس از تخریب متقابل مانع از بهکارگیریِ سلاح اتمی شد. مسلح بودن دو کشور هند و پاکستان به سلاح اتمی، مانع بسیار قدرتمندی برای جلوگیری از جنگ بر سر کشمیر است.
چه دلیلی وجود دارد که توازن وحشت در خاورمیانه به همین خوبی عمل نکند؟ چرا سلاح اتمی داشتن ایران به جای ]خلع سلاح آن[، نتواند به عنوان عاملی برای برقراری صلح در خاورمیانه عمل کند؟ تنها پاسخی که مطرح شده است، این است که ایران به اندازه کافی «معقول» نیست که از به کار گرفتن سلاح اتمی بپرهیزد. رژیم کنونی ایران دست کم از دولت بوش معقولتر است و گفتارش نیز کمتر جنگجویانه است.
پس چرا همه این قدر نگران شدهاند؟ هنری کیسینجر بیش از یک سال پیش این موضوع را در نیویورکتایمز اعلام کرد و اخیراً نیز توماس فریدمن آن را تکرار کرده است. پرواضح است که به محض دستیابی ایران به سلاح اتمی مانع برداشته میشود و دست کم 10 تا 15 کشور شتابزده خواهند کوشید که آنها هم به سلاح اتمی دست پیدا کنند. متقاضیان مشخصی وجود دارد: کره جنوبی، ژاپن، تایوان، اندونزی، مصر، عراق (بله عراق!) افریقای جنوبی، برزیل، آرژانتین و عمدهی کشورهای اروپایی. در سال 2015 احتمالاً 25 کشور قدرت هستهای خواهند داشت.
آیا این وضع خطرناک است؟ البته که هست، چون همواره دیوانههایی گروهی یا فردی پیدا میشوند که به دکمههایی دست پیدا کنند که فقط لازم باشد فشار بدهند ]تا فاجعه رخ بدهد[. اما در حال حاضر هم، این افراد یا گروههای دیوانه در کشورهای هستهای پیدا میشوند و من شخصاً گمان نمیکنم که تا 15 سال دیگر بیشتر شوند. خلع سلاح هستهای هدفی فوری است، اما نه فقط برای بخشی از دنیا، بلکه برای همه.
ایالات متحد بدین خاطر تا این حد به برنامهی سلاحهای هستهای ایران حساس است که گسترش سلاحهای هستهای در میان کشورهای به اصصلاح متوسط به وضوح از قدرت نظامی ایالات متحد میکاهد. اما این موضوع بدین معنا نیست که صلح جهانی به خطر میافتد. آیا ما باید نگران حملهی نظامی امریکا یا اسرائیل به ایران باشیم؟ حقیقتاً نه. زیرا قدرت نظامی ایالات متحد اکنون در حدی نیست که به یک حملهی نظامی دست بزند، رژیم عراق هم از این حمله پشتیبانی نخواهد کرد، اسرائیل هم به تنهایی نمیتواند کاری بکند.
پس، هیاهوی بسیار بر سر هیچ.