آیا دموکراسی در خاورمیانه ما را امن‌تر می‌کند؟
ابراهیم اسکافی در روز پنجشنبه 25 مرداد 86 ساعت 13:12
http://eskafi.com/

بحث رابطه‌ی دموکراسی و تروریسم در سایت فارین افیرز ادامه پیدا کرده است. اولین مقاله با عنوان «آیا دموکراسی می‌تواند تروریسم را متوقف کند؟» را گرگوری گاوس نوشت که در آن مدعی شده بود که سیاست دمکراتیزاسیون نه تنها تروریسم را کاهش نمی‌دهد بلکه در برخی موارد باعث افزایش تروریسم و روی کار آمدن دولت‌هایی خواهد شد که هیچ گونه تمایلی به امریکا ندارند. ترجمه این مقاله در شرق منتشر شد که البته بعضی کلمات و جملات آن حذف شدند. برای دسترسی به متن کامل آن، ترجمه را به صورت کامل در اینجا آوردم. به این مقاله دو تن از مقامات وزارت خارجه در مقاله‌ای مشترک پاسخ دادند. این مقاله در پی می‌آید. گرگوری گاوس هم به آن‌ها پاسخ داده است. .
***
اهداف بزرگ
پاولا ج.دوبرینسکی  و هنری ای.کراپتون
در مقاله‌ی «آیا دموکراسی می‌تواند تروریسم را متوقف کند؟ (سپتامبر/اکتبر 2005)» گرگوری گاوس راه حلی یک‌بعدی را برای مسأله‌ای چندبعدی مسلم فرض کرده است. بدبختانه او این ادعاها را به غلط به رییس‌جمهور، جورج دبلیو بوش نیز نسبت داده است که گویا او هم بر این باور است که پیشبرد دموکراسی به تنهایی قادر است تروریسم را از میان ببرد. گاوس می‌نویسد: «دولت بوش و مدافعانش بر این ادعایند که فشار برای دموکراسی برای عرب‌ها نه تنها ارزش‌های امریکایی را گسترش می‌دهد، بلکه امنیت امریکا را هم بالا می‌برد. همان‌طور که دموکراسی در جهان عرب رشد می‌کند، این تفکر هم رشد می‌کند و منطقه تولید تروریسم ضدامریکایی را متوقف می‌کند.»
البته دولت هرگز دموکراسی را به عنوان راه‌حلی یک‌سویه برای معضل تروریسم توصیف نکرده است. برعکس استراتژی ملی مبارزه با ترویسم رییس‌جمهور در سال 2003 طیف وسیعی از معیارهای ضدتروریسیتی را برمی‌شمارد. استراتژی همچنین هماهنگی میان تمام اسباب حکومتی را چه در داخل و چه در خارج از کشور ضروری اعلام می‌کند. جورج بوش بر این موضوع در سخنرانی برای رهبران جهان در نبویورک در 15 سپتامبر 2005 تأکید کرد. او درباره‌ی این مقوله‌ها سخن گفت: خطرات مبارزه‌ی رودرو با آن‌ها، درگیری با دشمن، متلاشی کردن شبکه‌های تروریستی، از بین بردن پناه‌گاه‌های امن دشمن، تشکیل ائتلاف‌های بین‌المللی، بستن پیمان‌هایی که حاکمیت قانون را تثبت کند، از میان بردن سلاح‌های کشتار جمعی دشمنان و تغییر دادن وضعیت‌هایی که تروریست‌ها از آن بهره‌برداری می‌کنند.

چنین وضعیت‌هایی شامل ترکیب متغیری از ژئوپلتیک‌ها، اقتصادها، مذهب، ایدئولوژی، جهالت، فشارهای فرهنگی بین‌المللی در میان کشورها است و نیز سیستم‌های سیاسی متعصبی است که مجال کمی به بیان سیاسی و آزادی‌های فردی می‌دهند. این محیط رهبران تروریست را قادر می‌سازد تا برنامه‌های‌شان را به پیش ببرند، اعمال نفوذ کنند، دیگران را به خدمت بگیرند و درگیری‌های محلی را تشدید کنند. استبداد دشمنان تروریستِ ما را با این خدمات تأمین می‌کند.
وضعیت‌های تروریسم‌پرور در مناطق ویژه‌ی جغرافیایی با یکدیگر هم‌گرا می‌شوند، اغلب در جوامع غیرآزاد و بی‌قانون یا دولت‌های غیردمکراتیک، جایی که دشمن می‌تواند پناه‌گاه‌‌های امن ایجاد کند. مناطق قبیله‌ای در امتداد مرز افغانستان و پاکستان که غیرآزاد است و حاکمیت مشروع دولت در آنجا اعمال نمی‌شود، چنین پناه‌گاهی را برای رهبران القاعده فراهم می‌کند. ایران غیرآزاد و جاه‌طلب از گروه‌های تروریستی بین‌المللی نظیر حزب‌الله پشتیبانی می‌کند و به عنوان نماینده‌‌ی آن‌ها بر هم‌کاری درون منطقه در سیاست‌های مبارزه با القاعده اعمال فشار و مانع‌تراشی می‌کند. سوریه غیردمکراتیک و غیرآزاد نیز همین طور. کشورهایی که فاقد ساختارهای اعمال قانون در بخشی یا سراسر قلمرو‌ی‌شان ‌هستند فضای بی‌قانونی را برای تروریست‌ها فراهم می‌کنند تا بتوانند کارهای‌شان را انجام دهند.
البته همان طور که گاوس یادآوری کرده است، تروریست‌ها در دولت‌های دمکراتیک هم فضا برای کار پیدا می‌کنند. اما دموکراسی‌ها یک مزیت در توانایی‌شان دارند و می‌توانند از عهده‌ی مشکلات برآیند و اصلاحات لازم را با جلب رضایت عموم اعمال کنند. دولت‌های داری نهادهای آزاد و سیستم‌های دمکراتیک از این طریق می‌توانند به ترور با حمایت عمومی بیشتری پاسخ بدهند و در درازمدت می‌توانند کاراتر از دولت‌های استبدادی باشند.
برای مثال، در گذشته ایالات متحد اجبارهایی در محدودیت‌های ساختاری در درون خودش اعمال کرده بود، و قوانین دست‌وپاگیری برای جریان آزاد اطلاعات میان سرویس‌های اطلاعاتی و سازمان‌های مجری قانون و نیز میان سازمان‌های فدرال، دولتی و محلی وجود داشت. اما پس از حملات 11 سپتامبر ایالت متحد با استفاده از روال‌های دمکراتیک به سرعت تغییراتی ایجاد کرد تا «به ملت یک سیستم دفاع ملی هماهنگ و گسترده بدهد» همان طور که رییس جمهور اخیراً این کار را کرد. به طرز مشابهی بریتانیا در واکنش به بمب‌گذاری 7 ژولای در لندن با ابزارهای دمکراتیک بی‌درنگ قوانین تازه‌ای علیه تهییج به تروریسم و تشویق جامعه‌ی مدنی به بکارگیری جوانان مسلمان ناراضی وضع کرد.
اقدامات ضدتروریستی در دموکراسی‌ها بازتابی از خواست شهروندان است و شهروندان با دولت‌های‌شان در اقدامات سراسری احساس مشارکت می‌کنند. برعکس مبارزه با ترور از طریق دیکتاتوری‌ها سرانجام هر دو را تقویت خواهد کرد ]تروریسم و استبداد [.
فواید جهانی دیگری از برقراری دموکراسی حاصل می‌شود. جریان آزاد اطلاعات در درون و میان دموکراسی‌ها جوامع را نیرومندتر، منعطف‌تر و پویاتر می‌سازد و در مقابله با دشمنی که از تاکتیک ترورهای بین‌المللی استفاده می‌کند، از شرایط بهتری برخوردار می‌شود. جنگ جهانی علیه ترور نیاز به واکنش‌های جهانی دارد و در دموکراسی‌هایی که با یکدیگر همکاری می‌کنند، در مقایسه با کشورهای غیردموکراتیکی که جریان آزاد اطلاعات و اعتماد میان آن‌ها کم‌تر است، هر کشور می‌تواند به طرز مؤثرتری عکس‌العمل‌های دیگر کشورها را تقویت کند. دموکراسی‌های جدید و نوپا نه تنها امکان بقا پیدا می‌کنند و منبع مشروعی برای اختلافات میان شهروندان به وجود می‌آورند، بلکه امکانات بیشتری را نیز برای دیگر دموکراسی‌های متحد‌شان در مبارزه با تروریسم ایجاد می‌کنند. نهادهای آزاد به هم پیوسته و وابسته در سراسر جهان که با ساختار دولت دمکراتیک تقویت شده‌اند، بهترین ابزارها را برای مبارزه با سلول‌های تروریستی به‌هم پیوسته و وابسته‌ی تندورهای افراطی فراهم می‌کند که برای نابودی دموکراسی و در حقیقت خود سیستم دولت-ملت‌ تلاش می‌کنند.
جای شگفتی نیست که دشمن تروریست با دموکراسی مبارزه می‌کند، زیرا می‌داند که دموکراسی دربردارنده‌ی تهدید‌های خطرناکی برای نقشه‌های اوست. رهبران القاعده مشخصاً به بدگویی علیه ایده‌ی دموکراسی می‌پردازند و به دنبال آنند که به آن انگ بدعت بزنند و تروریست‌ها افغان‌ها را به راحتی تنها به خاطر داشتن کارت ثبت نام در انتخابات کشتند. مردم افغانستان، عراق، لبنان و دیگر جاها اهمیت دموکراسی را برای مبارزه با تروریست‌ها می‌دانند و درک می‌کنند. شهروندان دموکراسی‌های نوپا اشتیاق و سرسختی خود را هر بار که برای انتخابات ثبت نام می‌کنند و رأی می‌دهند به نمایش می‌گذارند، توده‌ی عظیمی هستند که بر نیروهای دشمن می‌شورد. فوآد عجمی در فارین افیر ("خزان دیکتاتوری‌ها" می/ژوئن 2005) یادآور شد که ایالات متحد «تمایل خودش را بر قمار بر سر جوانان، جدیدها و ناشناخته‌ها نشان داده است ... اکنون نوبت عرب‌هایی است که برای دنیایی تازه بی‌تابند، و امریکایی‌ها در این لحظه‌ی بی‌نظیر راهنمایند تا با یکدیگر سوار بر این موجِ طوفانیِ آزادی به پیش برانیم»
اگرچه سیاست‌های پیشبرد دموکراسی و مبارزه علیه تروریسمِ دولت هر کدام دارای اهمیت ویژه و اقدامات منحصر به فردی هستند، اما هم‌کوشی نیز میان آن‌ها وجود دارد. هم‌گرایی این سیاست‌ها لازم است و هدف هم پوشانی آن‌هاست.
هر دو آنها اهداف بلندی هستند و اهداف بلند مستلزم خطرند. اما ایالات متحد به تکامل سریع محیط‌های سیاسی بین‌المللی و انتقال سریع نیروهای دشمن باید باشهامت پاسخ بدهد. ایالات متحد و متحدانش باید نیروهای ضدتروریسم عظیمی را بناکنند و فرصت‌هایی را به وجود آورند که دموکراسی‌ها در اشکال گوناگون‌شان ایجاد شوند. سیاست‌های ضد تروریسم و پیشبرد دموکراسیِ دولت به عنوان دو ناخدا به ما خدمت می‌کنند تا کشتی دولت را از این طوفان نجات بدهند و مردم را از ترور و استبداد رها کنند.